تبليغاتX
دغدغه های جوان بندردیری(غلامرضا درویشی)







دغدغه های جوان بندردیری(غلامرضا درویشی)

سخنی با جناب استادمحمد مایلی کهن

 

.............

درپی صاحبه ی جناب آقای افشین قطبی بعد از تساوی مقابل ذوب آهن ،که کاملا مربوط به تشکیلات مدیریت مالی درون باشگاه والبته مقداری هم انتقاد به نحوه ی داوری بازیهای پرسولیس در چهار هفته اول شروع لیگ بود وبه نظر بنده کاملا هم حق با آقای قطبی بود. در این گیر و دار جناب استاد محمد مایلی کهن که نمی دانم مصاحبه ی سرمربی پرسپولیس کجایش به ایشان ربط داشت چنان براشفت وصحبتهایی کرد که تحلیل گران ورزش در ایران هنوز نتوانسته اند کوچکترین کلمه و حرفی را درمصاحبه ی آقای قطبی پیداکنند که به جناب استاد مربوط باشد وحتی بعد از صحبتهای جناب استاد خبرنگاران از اینکه تلاششان برای ربط دادن صحبتهای آقای قطبی به جناب استاد به جایی نرسید درتماسی با آقای قطبی ، وی را خطاب قراردادند که شاید شما درباره ی جناب استاد حرفی زدید که ما متوجه نشدیم یا نشنیدیم .که سرمربی پرسپولیس به خبرنگاران گفت من جناب استاد مایلی کهن را نمیشناسم.وبه همین راحتی مشخص شدروی صحبت آقای قطبی در مصاحبه اش جناب استاد نبوده است.

و اما سخن اینجانب با جناب استادمحمدمایلی کهن

جناب استاد نمی دانم چرا شما اینقدر از دست آقای قطبی عصبانی وبرآشفته هستید.در فصل قبل هم که آقای قطبی پرسپولیس را قهرمان کرد(باتوجه به قولی که روز اول ورودش به ایران داد وتا آخرین لحظه روی حرفش ایستاد)باز شما انتقادهای زیادی نسبت به آقای قطبی داشتید.قبول کنید که آقای قطبی ادبیات خاصی را وارد فوتبال و ورزش ایران کرد .در فصل گذشته اکثر مربیان تحت تاثیر ادبیات و منش آقای قطبی قرار گرفته بودند و این در مصاحبه هایشان کاملا نمایان بود.آقای قطبی در تیمهای مختلف  وبا مربیان نام آشنایی کار کرده و تجربه ی بسیار بالایی بدست آورده  وبه این خاطر است که وقتی پا به فوتبال ایران می گذارد با رعایت تمام جوانب قول قهرمانی میدهد وبه آن جامه ی عمل می پوشاند.البته باسختیها و کار شکنی های بسیاری که همه از ان اطلاع داریم.

جناب استاد

درصحبتهایتان خطاب به آقای قطبی  حرفهایی زدید که من اصل حرفهایتان را در اینجا می آورم                "آقای قطبی!اگر دیوانه نبودید به ایران نمی آمدید....اگردیوانه عاقل مات کن نبودید به ایران عزیزمان نمی آمدید...اگردیوانه عاقل مات کن نبودیدبه ایران پر در و گوهر نمی آمدید...آقای قطبی!اگرشما دیوانه عاقل مات کن نبودید درکشوربزرگی چون ایران عزیز ودوست داشتنی آن هم در هزاره ی سوم و آن هم در عرصه مربیگری نمی توانستید...اگر دیوانه عاقل مات کن نبودید...آقای قطبی!شماراست می گویید،اگردیوانه نبودید و از نوع عقل مات کن آن...آقای قطبی شماراست می گویید اگر دیوانه نبودید دوباره به ایران نمی آمدید...آقای قطبی شما راست می گویید شما نمی توانستید  وارد خاک ایران عزیز اسلامی شویدخاکی که عده ای بی شمار به آن عشق می ورزند..."

 جناب استاد 

از این قسمت مصاحبه اتان می شود دریافت شما بسیار ناراحت و عصبانی هستید که چرا آقای قطبی را به ایران پر در و گوهر راه داده اند و یا اینکه آقای قطبی چگونه به خودش چنین اجازه ای داده که وارد خاک ایران عزیز اسلامی شود.

جناب استاد محمد مایلی کهن

کشور ایران فقط متعلق به شما نیست. ایران برای همه ایرانیان است. ایران متعلق به تمام ایرانیانی است که در این کره خاکی زندگی میکنند وقلبشان برای ایران می تپد.شما نه میتوانید و نه حق دارید که از حضور یک ایرانی در سرزمین خودش ناراحت باشید.آقای قطبی بعد از سالها کسب تجربه در کشورهای مختلف دوست داشته به ایران بیاید و آمده است. شما یک جور صحبت کرده اید که انگار آقای قطبی باید از شما اجازه ی ورود به میهن را می گرفت.جناب استاد ، وطن مدرکی نیست که بشود به راحتی به کسی داد یا از کسی گرفت.وطن اساس همبستگی ماست با هرزبان ، رنگ و دین و مذهبی که باشیم ودر هر جای جهان. ما باید از موفقیت هموطنانمان در هر گوشه ای از جهان خوشحال شویم وبرای اعتلاء وبرافراشتن نام وپرچم کهن سرزمین مان ایران در هر جایی که هستیم تلاش کنیم .ومن فکر میکنم هدف آقای قطبی نیز همین بوده است.ومن به عنوان یک ایرانی از موفقیت آقای افشین قطبی بسیار شاد میشوم.

جناب استاد این سخن هم از شماست

"آقای قطبی! شماراست می گویید. اگر دیوانه نبودیدو از نوع عاقل مات کن آن،علی رغم اینکه همسرتان تمایلی به زندگی در ایران ندارد،پس از بازگشت از ایران به امارات، همانگونه که شدیدآ تمایل داشتید با مبلغ کمتری در یکی از باشگاهای اماراتی قبول مسئولیت می کردید.اما دریغ از یک پیشنهاد.چرا که همسایه عزیز حوزه خلیج فارس در زمینه استفاده از مربیان مجرب وبادانش ،فوقالعاده باهوش عمل کرده وبی جهت پول خود رادور نریخته چرا که آنها باید پول را از جیب مبارک خودشان بدهند"

جناب استاد

کاملا با این حرف شما موافقم.همانطوریکه خودتان هم اشاره کرده اید میبایست برای تیمها وباشگاهها از مربیان با دانش و مجرب استفاده کرد. چند سالی است که در ایران هم این حرکت آغاز شده و با ورود مربیان باتجربه از خارج کشور، ورزش ما در رشته های مختلف متحول گردیده ورونق پیداکرده است. دیگرمربیان  کم دانش جایی در ورزش این مملکت ندارندو باشگاههای ایرانی هم یاد گرفته انددیگر پولهای خود را دور نریزند وبا دعوت از افرادی چون قطبی ودیگرمربیان باتجربه وبادانش خارجی به خواسته های خود درورزش که همان قهرمانی است برسند، کاری که آقای افشین قطبی دریک سال حضور خود در ایران به آن دست یافت.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 12:57 توسط غلامرضا درویشی |

سلام

بالاخره تئاتر ماهم به روی صحنه رفت.اون هم ۵شب متوالی.شب  اول استقبال زیادی شد.درحدی که دوستان واحد کنترل و امنیت مجبور شدند درب ورودی را ببندند.شب دوم،سوم و چهارم هم استقبال معمولی بود.درحد دوستان و آشنایانی که خودمان  دعوتشان کرده بودیم. شب پنجم هم استقبال بالا بود.وباز هم جا کم اومد.اجرای نمایش در این ۵شب فرازونشیب هایی هم به همراه داشت.امادر کل از نظر خواهی هایی که از تماشاگران شده بودمیشد اینجور دریافت که اکثرا راضی بودند و این رضایت را با مراجعه به عوامل وبازیگران بیان می داشتند.درضمن به قول بچه ها رکورد۵شب اجرای متوالی تئاتردردیرهم شکسته شد. 

دوستان زیادی از داخل و خارج شهر برای دیدن این نمایش تشریف آورده بودندکه می توان به حضورجناب آقای حسینی کنگانی از کنگان،آقای ابراهیمی رییس اداره بازرگانی کنگان،آقای طاهری شاعرهم استانی ،جناب آقای صحافی زاده رییس دانشگاه پیام نوردیرو...اشاره کرد.حضور هنرمندان رشته های مختلف هنری شهرستان نیز چشمگیر بود.اما چیزی که تقریبا توجهم را در این چند شب به خود جلب کرد عدم حضور مسئولان محترم وفرهنگ دوست  شهرستان دیر بود.من چون مشغول بازی بودم زیاد متوجه نشدم اما وقتی از دوستان پرسیدم گفتند که تو چقدر انتظارات بالایی داری گفتم آخه از کنگان وبیرون شهر افرادی حضور داشتند.دوستم گفت به هرحال شاید گرفتاربودند و یا کار مهمتری داشتندویا....  بگذریم....  هرچه باشد مسئولان برای پیشبرد اهداف فرهنگی دائما در حال تلاش هستند ودر تمام سخنرانی هایشان حمایت خود را از کارهاوبرنامه های فرهنگی اعلام می دارند .

من فکر می کنم تئاتر هم جزئی از فرهنگ این مرز وبوم است وبه فرموده مقام معظم رهبری یک تئاتر از دهها منبر با ارزش تر است.به هر حال ما تئاتر را برای مردم فرهنگ دوست شهرمان کار میکنیم وبرای اعتلائ فرهنگ وهنر ازهیچ کوششی فروگذار نمیکنیم و هیچ وقت هم هیچ چشمداشتی به حضور یا کمک هیچ احدی نداشته ونداریم.

 به امید روزی که تئاتر دیر همچون ستاره ای درخشان در آسمان فرهنگ و هنر این مملکت بدرخشدوباعث سرافرازی مردم این دیار شود.به امیدآن روز....

 

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 19:48 توسط غلامرضا درویشی |